شماره مطلب: 24814
به مناسبت روز معلم؛

درد دل معلمان کُردستانی را اینجا بخوانید/ صدای خسته را کسی نمی شنود

سال‌هاست گوش آموزگاران پر است از تعریف و تمجیدها از مقام و جایگاه آنان. اما در عمل چیزی که دیده می‌شود با آنچه که گفته شده و می‌شود تفاوت بسیار دارد. هم‌اکنون برخی از آموزگاران به این نتیجه رسیده‌اند که برای آنان هیچ فرقی ندارد که چه کسی و چه گرایش سیاسی، دولت را در اختیار بگیرد؛ وضع آموزش و پرورش و آنان دگرگونی چشمگیری نخواهد کرد...

به گزارش خبرنگار بسیج فرهنگیان کردستان به نقل از کُردتودی، روز معلم است. نه حتی هفته معلم اما چند درصد از افراد جامعه جز خریدن هدیه‌ای از طرف دانش‌آموزانشان برای معلمان به این روز اهمیت می‌دهند؟ چقدر چرخه اشتباه سال‌های گذشته در خصوص معلمان اصلاح شده و تغییرات مثبتی در زمینه مشکلات‌شان ایجاد شده است؟
ماجرا به این ختم نمی شود، وقتی که پای درد دل معلمان می نشینیم آنها دل خوشی از شغل خود ندارند. یکی از حقوق کم گلایه دارد و دیگری از نبود تسهیلاتی برای خرید مسکن و آن یکی نمی داند بغض های خاموش و فروخورده ۳۰ ساله خود را کجا و برای کی واگویه کند.

 

قریب به اتفاقشان از وضعیت بد معیشتی و اقتصادی و تفاوت کار خود با سایر کارمندان سخن به میان می آورند. تنها یک هفته فرصت دارند تا تمام دغدغه ها، فراموشی ها و گلایه هایشان را به گوش مردم و مسوولان برسانند.

شأن معلم در جامعه حفظ نمی شود
خ. ص معلمی است که ۱8 سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارد. او نیز از حقوق کم معلمان گلایه مند بوده و می گوید:« هم اکنون فرهنگیان کمترین حقوق را دریافت می کنند به عنوان مثال درآمد یک کارمند لیسانسه آموزش و پرورش قابل قیاس با کارمندان اداره های دیگر مثل گمرک، مخابرات یا شرکت نفت نیست.»
این معلم که هم اکنون مجبور است به دلیل کم بودن حقوق به صورت دو شیفت کار کند،در مورد پرداخت حق مسکن به فرهنگیان توضیح می دهد:«من به عنوان دبیر تا کنون با چنین مقوله ای آشنا نشده ام اگر هم در خود سازمان آموزش و پرورش چنین حقی وجود داشته باشد برای ما دبیران بیگانه است و یا حقی به عنوان حق مسکن برای فرهنگیان وجود ندارد.

وی اما صحبت های خود را اینگونه ادامه می دهد:« در کنار تمام این کمبودها، این روزها شاهد بی احترامی به شان معلم و معلمی در جامعه هستیم. برخورد اولیاء دانش آموزان با معلمان مطلوب نیست، همچنین برخورد دانش آموزان امروزی به هیچ عنوان قابل مقایسه با دانش آموزان سال های دهه های پیش نیست و بیشتر دانش آموزان آن حرمتی که باید بین معلم و دانش آموزان باشد رعایت نمی کنند.»

او انتظار دارد که مسوولان از طریق رسانه های گروهی شخصیت و ارزش معلم را به جامعه انتقال دهند.

روز معلم، همراه تلخی و دلتنگی
یکی دگیر از بانوان فرهنگی که مدیر یکی از مدارس سطح شهر سنندج است، می گوید: 12 اردیبهشت‌ماه هر سال، روز‌معلم‌نامیده شده است. در این روز همگان‌مقام معلم را گرامی می‌‌دارند و بر معلم و کوشش‌های‌سازنده او ارج می‌گذارند؛ معلمی که وظیفه سنگین آموزش و پرورش فرزندان این خاک را توامان برعهده دارد و قرار است از تلاش‌های صادقانه او در این روز تقدیر به عمل آید. اما آیا چنین تقدیری انجام می‌شود؟ گرامیداشت روز و هفته‌معلم باید یادآور لحظاتی خوش و همراه با خاطراتی دلگرم‌کننده باشد اما برای من و تعداد زیادی از همکارانم چندین سال است که همراه تلخی و دلتنگی است. به خودمان می‌گوییم که‌ای‌کاش این روز حذف شود.
من که خود فرزند پدر و مادری معلم بودم همیشه در دوران کودکی‌ام خوشحال و شاد از فرارسیدن این هفته بودم و در دوران تحصیلم از روزها قبل در مدرسه و خانه به فکر برنامه‌ریزی جشن روز معلم و خرید هدیه برای معلم بودم. در آن سال‌های دور هفته معلم واقعا به قدردانی از معلم می‌گذشت و هر کسی به اندازه وسعت اندیشه و توانایی مالی‌اش، قدمی در جهت تقدیر و قدردانی از معلمش برمی‌داشت. این باور در اذهان عموم مردم وجود داشت که بهترین یاریگر فرزندشان، معلم اوست؛ کسی که می‌توانست فرزندشان را سعادتمند کند فقط و فقط معلم او بود، بنابراین جایگاه معلمی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بود و تلاش می‌شد قدردانی در‌خور و شایسته‌ای از معلم شود. اما در سال‌های اخیر خود بارها و بارها شاهد توهین به جایگاه معلم از طرف مسوولان ادارات و مدیران و اولیای دانش‌آموزان بوده‌ام.

سال‌هاست گوش آموزگاران پر است از تعریف و تمجیدها
م . ه یکی دیگر معلمانی است که دل خوشی از وضعیت  معلمان در دولت کنونی ندارد و اظهار کرد: هفته معلم امسال با بحث انتخابات ریاست جمهوری گره خورده است. به این صورت که هفته معلم زمانی را در اختیار نامزدهای انتخاباتی می‌گذارد تا درباره آموزگاران و جایگاه آنها و همچنین دشواری‌های معیشتی زندگی آنان، سخن بگویند.

بی‌گمان بخش بزرگی از این سخنان تکراری‌هستند. سال‌هاست گوش آموزگاران پر است از تعریف و تمجیدها از مقام و جایگاه آنان. اما در عمل چیزی که دیده می‌شود با آنچه که گفته شده و می‌شود تفاوت بسیار دارد. هم‌اکنون برخی از آموزگاران به این نتیجه رسیده‌اند که برای آنان هیچ فرقی ندارد که چه کسی و چه گرایش سیاسی، دولت را در اختیار بگیرد؛ وضع آموزش و پرورش و آنان دگرگونی چشمگیری نخواهد کرد. با این که این سخن، سخنی درخور درنگ است و نمی‌توان و نباید سراسر نادیده گرفته شود، اما کاملا هم پذیرفتنی نیست. به ویژه اگر با نگاهی خردنگرانه‌تر بنگریم تاثیر دولت‌ها بر آموزش و پرورش و زندگی فرهنگیان نمایان است.

خدمت یا سکونت؛ وضعی معلق بین ماندن و رفتن

 یکی از  دغدغه های بزرگ فرهنگیان کشور و معلمان زحمت کش و رنجدیده،  عدم سکونت در شهر محل سکونت خویش یا دوری از خانواده می باشد امری که به رویایی  دست نیافتنی تا لب گور همراە و همزاد آنهاست و چە بسا بیشتر هزینە های زندگی معلمان صرف ترددهای بی مورد بین شهرها می گردد بر خلاف کارمندان ادارات دیگر که سرویس سر موقع آنها را از دم در خانە تا پارکینگ ادارە می رساند.

چە بسیارند معلمان زحمت کشی کە اول صبح از خانه خارج شده اند و در بین راه تا مدرسه جان عزیزشان نثارشده و همیشه درصف قربانیان تلفات جاده ای قرار دارند راستی این یاسای  چنگیزی که بر آموزش و پرورش سایە افکندە،  کی برچیدە می شود؟!
 مسالە ی انتقالی معمای لاینحل آموزش ماست هرسالە در مراکز تربیت محل دانشجو معلم پذیرفته می شود آیابر حسب نیاز مناطق و درخواستهای معلمین جهت انتقال است یا تصمیمات کلیشه ای .کاش بر نیاز مناطقی باشد که نیروهای آنجا سالهای سال است فرم انتقالی پر میکنند اما از انتقال خبری نیست شاید همین مسالە یکی از دلایل مشکل مسکن فرهنگیان باشد چرا کە در میان ماندن و رفتن در شهرستان خدمت و سکونت معلق می زنند .
به هر روی ساعات کاری نامتعارف، حقوق عقب مانده از تورم و سایر قشرهای جامعه، کاغذبازی سنگین و تعیین محل اشتغال معلمان از معضلات آن حرفه تلقی می‌شود و اگر نام «سوء‌مدیریت» را روی آن نگذاریم، می‌توان آن را مصادق عدم رسیدگی به مطالبات بحق معلمان دانست.
دیده شده ‌که برخی معلمان بیش از درآمد خود، هزینه‌های اسکان و مسافرت‌های بین شهری را برای حضور در محل کار متحمل شده‌اند، آیا با وجود این سیاستگذاری، وزارت آموزش و پرورش نباید برای پرسنل متأهل خود شرایط ویژه و تمهیداتی برای غلبه بر مشکلات مالی و اسکان خود اندیشد؟
دوستان زیادی را سراغ دارم که سال گذشته هفت خوان کمیسیون پزشکی جهت انتقال را طی نموده اند اما دوباره روز از نو روزی از نو انتقالشان موقت از آب در امدە باید دوبارە همان مراحل را طی کنند مسوولین محترم روسای محترم اداره و نیروهای ستادی سر سخنم با شماست  دوستان همکارتان را درک کنید و برای حل مشکل آستین بالا بزنید بە امید روزی کە در آموزش و پرورش همانند سایر ادارات مسالە ی انتقالی همکاران جز درخواستهای ارباب رجوع نیروی ستادی نباشد.
به راستی چه فرقی میان کسی که در یک روستای دور افتاده تدریس می‌کند با یک دبیر یا یک آموزگار در یک شهرِ با امکانات وجود دارد؟
بی شک معلمی یکی از سخت ترین مشاغل در جامعه به حساب می آید،اما معلم بدون هیچ چشم داشتی به دریافت سختی کار، تلاش می کند تا نقش خود را در جامعه پذیری کودکان و نوجوانان انجام دهد.

نباید تنها با این توجیه که معلمی شغل انبیاست، از توجه به نیازها و سختی‌هایی که معلمان تحمل می‌کنند چشم پوشید. اگر از معلم انتظار انجام کامل وظیفه و مسئولیت را داریم، باید در عوض به مسائل معیشتی او نیز توجه کنید.

انتهای پیام/v.a

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.